هرز نامه ای از سیر تحولات سیاسی , اقتصادی ز اجتماعی در ایران
به گزارش «خبر» صبح یکشنبه مراسم بزرگداشت شهدای حادثه انفجار مسجد علی ابن ابی طالب (ع) زاهدان با حضور گسترده مردم این شهر برگزار شد تا جایی که جمعیت حاضر در این مسجد به حدی بود که علاوه بر داخل شبستان و محوطه آن شماری از مردم در خیابان اطراف به سوگواری پرداختند. در این آیین که حجت الاسلام سلیمانی نماینده ولی فقیه در سیستان و بلوچستان و امام جمعه زاهدان، مولوی عبدالحمید امام جمعه اهل تسنن به همراه بیش از 100 طلبه اهل سنت حضور داشتند شرکت کنندگان با سر دادن شعارهای مرگ بر آمریکا، مرگ بر وهابی، به خاک و خون کشیدن شماری از نمازگزاران را محکوم کرده و از مسئولان دستگاههای امنیتی، قضایی و انتظامی خواستند تا با عاملان این حادثه بشدت برخورد کنند. واکنش خانوادههای داغدار شهدای اقدام تروریستی مسجد علیابن ابیطالب(ع) موجب انتشار شایعاتی مبنی بر تعرض به امامجمعه اهل سنت شد هر چند که او چند ساعت بعد در پیام شفاهی که از رسانههای محلی منتشر شد گفت: آنچه به عنوان شایعه نقل شده کذب است و هیچ مشکلی برای بنده بوجود نیامده است. اما از ساعت حدود 30: 12 در خیابانهای امیرالمومنین (ع)، (منطقه مسجد علی ابن ابی طالب)، منطقه شیرآباد، خیام (منطقه مسجد مکی) خیابان مجیدیه، سیستان (بابائیان)، میدان کوثر و بازار مشترک تجمعات و درگیریهایی رخ میدهد که منجر به وارد شدن خسارتهایی به اموال شخصی و عمومی میشود. سیاح معاون امنیتی استاندار سیستان و بلوچستان با تأیید درگیریها و خسارتهای وارد شده با اشاره به اینکه هیأت کارشناسی مشغول بررسی مسائل روز یکشنبه زاهدان است به «خبر» گفت: هر حادثهای که رخ میدهد عدهای سوء استفاده میکنند که هماکنون این مسائل در دست بررسی است. وی درباره جزئیات وقایع روز یکشنبه زاهدان گفت: از ساعت30/12 تا 30/18 روز یکشنبه افراد ناراضی تلاش کردند مشکلاتی را ایجاد کنند. وی اشاره کرد که در خیابان خیام با سرعت بیشتری به اغتشاش پایان داده شد اما در محلات حاشیهای نا امنی تا پس از آن ادامه داشت افزود: در آن مناطق نیز تا ساعت 6 امنیت برقرار شد. در پی این تشنجات مؤسسه مالی اعتباری مهر که متعلق به بسیج بوده و در خیابان خیام واقع شده است در آتش میسوزد که بر اثر آن چهار کارمند مرد و یک کارمند زن در آتش سوختند. معاون امنیتی استاندار سیستان و بلوچستان با تأیید سوختن این پنج نفر درباره اینکه آیا مسببان این اقدام دستگیر شدهاند اظهار داشت: آتش سوزی رخ داده و چند نفر از کسانی که این کار را کردهاند توسط نیروی امنیتی دستگیر شدهاند. وی با اشاره به اینکه 5نفر در این ارتباط دستگیر شدهاند افزود: این افراد در حال بازجویی هستند و درباره اینکه این افراد وهابی بودهاند یا خیر بعد از جلسه شورای تأمین استان و جمعبندیها اظهار نظر میکنیم. سیاح درباره سخنان دادستان زاهدان که گفته بود برخی نهادها در جریان این واقعه قصور کردهاند گفت: با هر عاملی که قصوری کرده باشد برخورد میشود. وی با اشاره به اینکه در این وقایع افراد فرصت طلب در بعضی بحرانها در مناطق مختلف از این فرصت برای پیگیری اهداف خود استفاده میکنند گفت: قاطعانه با مخلان امنیت برخورد خواهیم کرد و طی این روزها در ارتباط با انفجار و حوادث بعد از آن با متخلفان برخورد شده است. وی تعیین تکلیف خسارتها به افراد، بررسی منشاء حادثه و کسانی که نقش داشتهاند را از جمله دستورکارهای جلسه شب گذشته شورای تأمین استان خبر داد. وی با اشاره به اینکه کشته شدن 5نفر در جریان آتش سوزی مؤسسه مالی اعتباری مهر قطعی شده است گفت: 4مرد و یک زن در آتش سوختند. سیاح درباره حضور سردار رادان جانشین فرمانده نیروی انتظامی به همراه یگان ویژه در زاهدان نیز گفت: نیروهای انتظامی مستقر در زاهدان عمدتا از نیروهای بومی و شهرهای اطراف هستند و حضور سردار رادان هم برای سرکشی بوده است و تقریباً میتوان گفت از یکشنبه شب وضعیت عادی بوده و مسئله حاد و ویژهای وجود نداشته است. پیمان فروزش نماینده مردم زاهدان در مجلس نیز با بیان اینکه افرادی که درتجمعات روز یکشنبه شروع به سر دادن شعار کردند شیعه و سنی نبودند بلکه جماعتی سوء استفاده چی و فرصت طلب بودند شامگاه دیشب در گفت و گو با خبر وضعیت شهر را عادی و آرام توصیف کرد و تأکید کرد: اوضاع تحت کنترل و مسئله آتش سوزی در دست بررسی است. وی گفت: در پی حادثه تروریستی در مسجد علی بن ابیطالب، عدهای از عوامل وابسته سعی داشتند با انتشار برخی اخبار کذب فتنه بر پا کرده و میان شهروندان شیعه و سنی این شهر تفرقه بیندازند. خوشبختانه این غائله با تدبیر مسئولان نیروی انتظامی و دستگاههای امنیتی و همچنین مردم و رسانهها خاتمه پیدا کرد. علیمحمد آزاد استاندارسیستان وبلوچستان نیز با اشاره به اینکه یقینا حوادث تروریستی برای اولین و آخرین بار به وقوع نمیپیوندد، اما باید با برنامهریزیهای صحیح، چنین جریاناتی ریشهکن شود افزود: در این استان عدهای وهابی و سلفی هستند که طراحی کننده جریانات شناسایی شده و یا در حال شناسایی است. آزاد ادامه داد: بعد از انتخابات در پیش رو تعداد زیادی از افراد دستگیر شده آماده اجرای حکم خواهند بود. وی اظهار کرد: در مقابل چنین جریاناتی که بیگناهان بسیاری به شهادت میرسند باید صبور بود و قطعاً شهدای فاطمیه زاهدان مسببی برای ایجاد امنیت در استان خواهند بود. وی تصریح کرد: قطعاً شهدای فاطمیه زاهدان موجب ایجاد امنیت مناسب برای زندگی تمامی اقشار جامعه است. وی با تأکید بر اینکه تمام تلاش دستگاههای امنیتی، پیگیری و شناسایی عوامل استکباری است افزود: از عزاداران انتظار همراهی میرود، چراکه در کنار استان سیستان و بلوچستان 2 کشور ناامن و متشنج پاکستان و افغانستان وجود دارد که حاکی از اوضاع نابسمان آن دیار است. خواسته دشمن، تبدیل شدن کشور خصوصاً این خطه مانند آن 2 کشور است. آزاد گفت: باید بدانیم که تکلیف عامه مردم از عوامل و ایادی استکبار جداست؛ بنابراین با این گونه حساسیتها و اوضاع فعلی نباید بهانه دست دشمن داد. از روزی که گروهک تروریستی و وهابی جندالله به سرکردگی عبدالمالک ریگی ، شیعیان بیگناه سیستان را در دشت تاسوکی قتل و عام کرد و با افتخار از این جنایت خود با عنوان عملیات بزرگ !! یاد کرد مدتهاست که میگذرد . البته کاری به بی مهری مسئولین نسبت به مردم سیستان ندارم ! چون مردم ما به این کم لطفی ها عادت کردند ، اما برای اینکه یاد و خاطره آن شهدای مظلوم از اذهان پاک نشود لازم است که گهگاهی نامی از آن سفر کردگان به میان بیاید. در شب جنایت تاسوکی ، عبدالجانی ریگی در مقابل دوربین با ژست یک فرمانده پیروز که از جنگ در مقابل یک لشکر زرهی چند هزار نفری پیروز شده ! گفت : چون چند جوان بلوچ بیگناه ! کشته شده اند ما هم مردم عادی رامیکشیم تا مساوی بشویم !!!! اما پس از مدتی چون جنایتش در رسانه ها و حتی در بین مردم بلوچ بازتاب منفی داشت ، تغییر رویه داد و با عوض کردن نام گروهک تروریستی اش اینگونه وانمود کرد که او و گروهش برای آزادی ایران !!!! مبارزه میکنند . البته نمیخواهم در خصوص جنایات بیشمار جندالله صحبت کنم اما قصد دارم دو تا عکس به شما نشان بدهم . عکس اول همزمان با جنایت تاسوکی گرفته شده و عکس بعدی هم اخیرا" ..... عده ای از مردم کشور ما بدلیل عدم اطلاع رسانی دقیق ( که بازهم از مظلومیت مردم سیستان حکایت دارد ) فکر میکنند که گروهک جندالشیطان یک گروه ملی است که در راه حمایت از مردم و برای آزادی مبارزه میکند !!!!!! و از ماهیت تروریستی و خائنانه آنها خبر ندارند که اتفاقا" چند نفر از هموطنان برای من کامنت گذاشتند و به من اعتراض میکردند که چرا بر علیه این گروه مطلب مینویسم !! اینها که از خود مردم هستند و ایرانی اند .... البته با توضیحات بنده تا حدودی قانع شدند . اما برای آندسته از هموطنان که به ماهیت تجزیه طلبانه گروهک ریگی اعتقاد ندارند توصیه میکنم که مطلب ذیل را بدقت بخوانند : پرچم روی میز مقابل عبدالمالک مربوط به کشور بلوچستان میباشد !!!!! جای تعجب دارد نه ؟ اما حقیقت دارد، بلوچهای میهن پرست همان اول حساب خود را از این جانیان جدا کردند اما عده کمی هم وجود دارند که اعتقادشان تشکیل یک کشور مستقل بنام بلوچستان هست که این کشور متشکل از بلوچستان ایران ، بلوچستان پاکستان و بخش هایی از افغانستان هست . البته گروههای جدایی طلب که در ایران و پاکستان فعالیت میکنند اختلافات عمده ای با هم دارند !! و بقول معروف همدیگر را قبول ندارند چرا که هر کدامشان پرچم خاص خود را دارند و اعتقادشان هم این است که پرچم آنها معتبر تر است .....
در عکس فوق تعدادی از این پرچم ها را میبینید ..... اما فلسفه این پرچم چیست ؟ در زمان رضا شاه و در شهر پهره ( ایرانشهر فعلی ) حاکمی وجود داشت که از طرف رضا شاه منصوب شده بود و منطقه بلوچستان زیر نظر او بود و سالیانه مالیات را از مردم جمع میکرد و به مرکز ارسال میداشت . روزی این حاکم به فکر تشکیل یک حکومت مستقل می افتد و با استفاده از تفنگچی هایی که در اختیار داشت به نیروهای نظامی مستقر در بلوچستان حمله کرده و همه را قتل و عام میکند و بلوچستان را یک کشور مستقل و خودمختار اعلام میکند !!!! و پرچمی هم بعنوان کشور تازه تاسیس بلوچستان بر فراز شهر پهره به اهتزاز در می آورد...... خبر این حمله به گوش رضا شاه میرسد و او هم یک قشون از ارتش آماده کرده و به سوی بلوچستان روانه میکند ، که با توجه به وسایل حمل و نقل آن زمان که اکثرا" اسب و شتر بوده ، مدت زمان رسیدن نیروهای ارتش از تهران به بلوچستان بیش از یک هفته طول میکشد و به محض رسیدن به ایرانشهر کلیه نیروهای شورشی متلاشی و رئیسشان دستگیر و به تهران اعزام میشود !! البته بزرگترین افتخار جدایی طلبان بلوچ این است که بلوچستان برای مدت یک هفته ، کشور مستقل بوده !!!! که اگر قشون رضا شاه دیرتر میرسیدند باز افتخار انها بیشتر دوام می آورد.... نتیجه : به تمام میهن پرستان توصیه میکنم که گول حرفهای عبدالمالک ریگی را نخورند چون او فقط به فکر تجزیه کشورمان است و به هیچ عنوان چیزی به نام تعصب ملی ندارد .. جالب است بدانید که هر زمان گروهک جندالله در کشور مان جنایت میکند گروههای ملحد و جدایی طلب برای او پیام تبریک میفرستند گروههایی مثل : عربهای جدایی طلب اهواز ، گروههای پان ترکیسم اذربایجان ، سازمان منافقین و ........... نکته : بدلایل امنیتی از درج بعضی اسامی اشخاص و اماکن معذورم . عبدالمالک ریگی در خانواده ای بدنیا آمد که بر خلاف خودش ! بسیار با شرف و مومن بودند . پدرش بعنوان سرایدار یک شرکت ساختمانی در زاهدان کارمیکرد و با همان حقوق اندک خرج خانواده پرجمعیتش را میداد. او ( پدرش ) دارای دو زن و ۸ فرزند بود که ۳ پسر و ۵ دختر را سرپرستی میکرد . عبدالمالک فرزند چهارم خانواده بود و پدرش علاقه زیادی به پیشرفت و تحصیل او داشت چون دو برادر دیگرش از تحصیل بازمانده بودند و اکنون پدر امیدوار بود که او حداقل برای خودش کسی بشود . بهرحال دوران ابتدایی و راهنمایی را در یکی از مدارس زاهدان واقع در خیابان خیام گذراند و در همانجا بود که با یکی دو نفر از دوستان که اتفاقا از طایفه خودش بودند آشنا شد و مقدمات لازم برای فرار از درس و مدرسه فراهم گردید . البته یکی دو مورد سرقت کوچک از مثلا" بقالی محل و شکستن شیشه ماشین یکی از مسئولین مدرسه و غیره باعث شد که او با کسب کمترین معدل از مدرسه اخراج بشود و رویاهای پدر را نقش بر آب کند . در ایامی که ترک تحصیل کرد با همان دوستان مدرسه ای که اکنون آنها هم ترک تحصیل کرده اند به خرید و فروش سی دی و پاسور و اجناسی از این قبیل روی آوردند و از طریق مرز میرجاوه اقدام به خرید این اجناس و فروش در چهارراه رسولی زاهدان نمودند . پس از اینکه عبدالمالک به سن نوجوانی رسید و اندک درآمد پدر و حتی درآمد حاصل از فروش سی دی کفاف خرجی او را نداد ، اقدام به خرید و فروش مشروبات الکلی به مقدار عمده نمود و اتفاقا" درآمد خوبی نصیبش شد و به همین خاطر در اینکار فعالیتش را بیشتر کرد تا اینکه توسط نیروی انتظامی شناسایی شد و تحت تعقیب قرار گرفت اما بصورت پنهان کارش را ادامه میداد. در یکی از روزهای زمستان ۱۳۷۶ یکی از شرکای عبدالمالک بنام ناصر ریگی نقشه سرقت از انبارهای پارچه موجود در چهارراه رسولی زاهدان را مطرح و با دوستانش در میان گذاشت که مورد موافقت آنها نیز واقع شد و در اولین سرقت ! توسط مامورین آگاهی زاهدان دستگیر و برای بازجویی در اختیار این اداره قرار گرفت که آن زمان مسئولیت بازجویی از آنها به عهده شهید سرهنگ حمید کاوه گذاشته شد و توسط این شهید ، گوشمالی خوبی به عبدالمالک و دوستانش داده شد ( و همینجا بود که کینه شهید کاوه به دل این گروه نقش بست و بعدها در حالی که سرهنگ کاوه بازنشسته شده بود او را گروگان گرفتند و به شهادت رساندنش) گروه ۴ نفری عبدالمالک در حالی که دیگر سابقه دار شده بودند راهی کشور پاکستان شدند ( شهر کویته واقع در ایالت بلوچستان ) و در آنجا در یک مدرسه دینی مشغول فراگیری علوم مذهبی ! شدند که از بد ماجرا این مدرسه محل ترویج وهابیت و پایگاه اصلی طالبان و القاعده بود و عبدالمالک در یک گروه به اصطلاح جماعت تبلیغی عازم روستاها و شهرهای مرزی شد و به تبلیغ مشغول شدند.در همان ایام یکی از اشرار معروف منطقه ایرانشهر بنام مولا بخش درخشان به او ماموریت ویژه ای داد و او مامور شد که در میان دانشجویان بلوچ که در دانشگاههای پاکستان تحصیل میکردند نفوذ کند و از آنها که تحصیل کرده و با سواد هستند برای مبارزه ایدئولوژیک با حکومت ایران استفاده کند که خوشبختانه در مدت ۷ ماه فعالیتش در میان این دانشجویان نتوانست حتی یک نفر از آنان را اغفال کند . پس از اینکه تیرشان به سنگ خورد تصمیم گرفتند که اقدام به آدم ربایی و اخاذی از انها نمایند و چند نفر از سرمایه داران زاهدان را پس از اینکه گروگان گرفتند و به پاکستان منتقل کرده تحویل ملا کمال صلاح زهی از اشرار معروف دادند و در قبال این کار مبلغی بعنوان پاداش گرفتند. با گذشت چند ماه از شروع این اقدامات ، تصمیم گرفته شد تا گروگان ها در اختیار خودشان باشد تا بلکه پول بیشتری را کسب کنند و بازهم اینکار را ادامه دادند. دیگر این گروه چهار نفره حسابی پولدار شدند و از لحاظ تجهیزات و اسلحه و خودرو خودشان را تقویت کردند و چند نفری را هم بر تعدادشان افزودند و مقرر بر این شد که در زمان خطر و مواجهه با مامورین اقدام به مقاومت مسلحانه نمایند و در میان گروههای شرور ساکن پاکستان انگشت نما شدند و بیشتر این گروهها خواهان همکاری و فعالیت با آنها بودند.در یکی از روزها که قرار بود آقای ر - ا یکی از تجار زاهدانی را گروگان بگیرند بطور اتفاقی متوجه شدند که سرهنگ حمید کاوه که اکنون دیگر بازنشسته شده با وی در امور بازرگانی همکاری میکند و کینه های قبلی که از او در دل عبدالمالک مانده بود آنان را مجبور کرد که بجای شخص اصلی ، او را گروگان بگیرند و اینکار را هم انجام دادند و شهید سرهنگ حمید کاوه بمدت چند ماه توسط این گروه در کوههای مرزی نگهداری شد و پس از اینکه با شکنجه های فراوان از او فیلم سراسر دروغی را تهیه و توزیع کردند مظلومانه او را بشهادت رساندند .پس از آن زمانی که یک نفر از افراد جندالله و عبدالمالک برای تهیه غذا و آذوقه به یکی از بخشهای سراوان مراجعه میکند ، توسط گروهبان شهید نامجو رئیس پاسگاه مرزی گدار ناهوک سراوان دستگیر و تحویل مقامات قضایی میشود و عبدالمالک برای انتقام، شبانه به پاسگاه حمله میکند و هشت نفر سرباز به همراه شهید نامجو را گروگان میگیرد و پس از اخاذی از مسئولان ، سربازان را آزاد و نامجو را بشهادت میرساند. با ادامه این جنایات و چشیدن مزه آدمکشی توسط گروهک جندالله ، از آنجایی که در زمان تحصیل در مدرسه دینی پاکستان توسط اساتیدی با نگرش طالبانیسمی آموزش دیده بود و نفرت از تشیع در او شعله ور شده بود تصمیم به کشتار شیعیان میگیرد و برای همین، اقدام به مسدود نمودن جاده زابل به زاهدان در منطقه تاسوکی میکند و تعداد زیادی از مردم بیگناه و محبان اهلبیت را در جلوی چشم همسر و فرزندان بشهادت میرساند که با توزیع فیلم آن کشتار در سطح شهر ماهیت کثیف خود را بیش از پیش نمایان ساخت و قرار این گروه این بود که پس از فاجعه تاسوکی در دیگر شهرهای استان نیز اقدام به کشتار شیعیان بکند که با یک اتفاق ساده برنامه کاری آنها تغییر اساسی کرد. و اما چرا اینگونه شد : در روزی که جندالله اقدام به کشتار شیعیان در تاسوکی نمود ، بصورت کاملا" اتفاقی تعداد زیادی از مسئولین منجمله استاندار و فرماندار در همان مسیر بودند که خودروی حامل استاندار برای رسیدن به جلسه ای در زاهدان با سرعت و درست چند دقیقه قبل از بستن جاده از آنجا عبور میکند ولی متاسفانه فرماندار در میان مردم بود اما شناسایی نشد و بعد از اینکه این فاجعه انجام شد و روز بعد روزنامه ها و خبرگزاریهای ما اقدام به انتشار این خبر با عنوان حمله به کاروان مسئولان در تاسوکی نمودند، تازه عبدالمالک متوجه شد که عجب کلاهی به سرش رفته و طعمه های به این خوبی از چنگش گریخته اند. اما در یک چرخش ۱۸۰ درجه ای اعلام کرد که ما از قبل مطلع بودیم که مسئولان قصد گذر از این مسیر را دارند و باقی اکاذیب . و درست در همان ایام سایت روز آنلاین توسط خانم مریم کاشانی یک مصاحبه تلفنی با عبدالمالک انجام داد و در سایت درج نمود و همینجا بود که عبدالمالک احساس کرد که به آرزویش رسیده و آرزویش معروف و مشهور شدن و مصاحبه با خبرنگاران مختلف بود که او احساس میکرد به ارزویش دست یافته. و با همین یک مصاحبه کوچک و با اشتباه بزرگ رسانه ها و روزنامه های کشور در بزرگ کردن هویت جندالله و عبدالمالک ،دیگر او مصمم بود که با کارش ادامه بدهد اما روز بروز بر تعداد مصاحبه ها اضافه میشد و او لذت بیشتری میبرد . اما هدفش معلوم بود: کشتار شیعیان با اولویت سیستانیها و مثلا طرفداری از بلوچها !!!! تا اینکه تعدادی از گروههای اپوزوسیون خارج نشین که دنبال عروسکی برای گرداندن میگشتند به عبدالمالک روی آوردند و او را کاملا از لحاظ فکری شستشو دادند و راههایی را که احتمال موفقیت در آن بود را به او نشان دادند و بهترین حربه برای گول زدن مردم ایران و جهان این بود که مبارزه او را برای آزادی و برقراری دموکراسی در ایران ! جلوه بدهند و اولین اقدام تغییر نام جندالله بود چرا که پسوند اسم الله برای غیر مسلمانان چندان خوشایند نبود و آنان را به یاد گروههایی مثل القاعده و طالبان می انداخت که با نام الله سر میبرند. و به همین خاطر اسم گروه را به جنبش مقاومت ملی ایران تغییر دادند. و به خیال خام خود مبارزه را از بلوچستان به کل ایران گسترش دادند تا شاید محبوبیتی در میان مخالفین ایرانی پیدا کنند.......
در اطلاعیهی منسوب به "جندالله" که در سایتهای اینترنتی منتشر شده، انفجار مسجد امیرالمومنین، عملی انتحاری توصیف شده است. بمبگذاری روز پنجشنبه (هفتم خرداد) در این مسجد، ۲۵ کشته و ۱۲۵ زخمی برجای گذاشت. ابراهیم حمیدی، مدیر کل دادگستری سیستان و بلوچستان پیش از اعدام این سه نفر اعلام کرد: « آنها با وارد کردن مواد منفجره به کشور و دادن آن به فردی تروریست، نقش اصلی را در این جنایت داشتند.» اتهام این افراد، "محارب، مفسد فیالارض و اقدام علیه امنیت ملی" عنوان شده است. به نقل از دادگستری سیستان و بلوچستان، این سه نفر چند روز پیش از انفجار دستگیر شده بودند و پس از بازجویی و کار مداوم ۳۰ ساعته توسط "یک تیم مجرب قضایی و اطلاعاتی" به اعدام محکوم شدند.. دادگستری سیستان و بلوچستان، بر انجام تشریفات قانونی و از جمله وکیل تسخیری محکومان تاکید کرده است. مشارکت در چند انفجار دیگر و گروگانگیری مسلحانه و طراحی عملیات تروریستی، در شمار اتهامهای این سه تن قید شدهاند. برخی مقامات ایران، از دخالت بیگانگان در این اقدام یاد کردهاند. آیتالله خامنهای، رهبر جمهوری اسلامی، در پیامی گفت، دست برخی قدرتهای مداخلهگر و دستگاههای جاسوسی آنها به این حادثه خونین آلوده است. در حالی که در این پیام از کشور خاصی نام برده نشد، صادق محصولی وزیر کشور اعلام کرد که عوامل ترور نه شیعه ونه سنی، بلکه آمریکایی و اسراییلی هستند. استانی پهناور با فقری گسترده سیستان و بلوچستان که بزرگترین استان ایران است، در سالهای اخیر شاهد رشد خشونت و کشمکشهای مسلحانه توسط گروههای ستیزهجو بوده است. آمارهای رسمی، این استان را توسعهنیافته ترین استان ایران معرفی میکنند. نرخ بیکاری در این منطقه ۵ برابر نرخ متوسط کشوری است و این استان از نظر شاخص بیسوادی، در صدر قرار دارد. ۹۰ درصد ساکنان سیستان و بلوچستان در شمار قشرهای آسیب پذیر هستند و ۴۵ درصد آنان زیر خط فقر زندگی میکنند. قاچاق کالا یا مواد مخدر، به شغلی نیمه رسمی در این استان مبدل شده است. این واقعیتها، نارضایتی گستردهای را موجب شدهاند. ناظران سیاسی و محلی عقیده دارند که برای خشکانیدن خشونتهای رایج در سیستان و بلوچستان، باید برای فقر و تبعیض و تحقیر قوم بلوچ، چارهاندیشی شود. عبدالحمید مولوی، امام جمعه زاهدان، بارها از پریشانی بلوچها به خاطر این فشارها نالیده است. ناصر بلیدی، فعال سیاسی بلوچ در گفتگو با دویچهوله، کشتار مردم بیگناه، به نام مبارزه و مقاومت را محکوم میکند. او از ستم مذهبی، اجتماعی و معیشتی مردم بلوچ میگوید و امنیتی بودن منطقه و خشونت متقابل مسئولان در قبال هرگونه اعتراض و مخالفت را نیز به چالش میکشد. در حالي که با گذشت سه ماه از توقيف تسليحات صادراتي ايران به سوريه با نام «رعايت قوانين تحريم سازمان ملل هنوز اقدام مؤثري در راستاي بازپسگيري اموال کشورمان انجام نداده»، صبح امروز، خبر عجيبي در رسانههاي خبري منتشر شد، مبني بر اين که ليبي، جلوي صدور يک بياينه در شوراي امنيت عليه ايران را گرفته است! اما معلوم نيست ديپلماسي مورد ادعاي وزارت خارجه ايران، در کجاي اين تحرکات بينالمللي است که حتي کشوري همچون ليبي نيز حافظ منافع ايران شده است، اما در حالی که حقوق اوليه کشتيراني بينالمللي براي همه کشورهاي عضو لازمالاتباع است، ظاهرا مقامات وزارت خارجه از آن بياطلاع هستند.
شما خودتان فرق بین دوتا عکس را ببینید ! اما هدف من پرچمی هست که روی میز مقابل این جانی گذاشته شده .......


بر پايه ادعاي اين مقام ليبيايي، در پيشنويس بيانيهاي که توسط آمريکا و انگليس و فرانسه تهيه شده بود، با هشدار به کشورها براي مبادلات تجاري و کشتيراني با ايران، درخواست شده بود که در اين زمينه مواظبت بيشتري از مراودات تجاري خود با ايران داشته باشند.
اين بيانيه از سوي کميته تحريم سازمان ملل متحد صادر و خواهان مراقبت بيشتر کشورها از اين موضوع و انتقال تجهيزات به ايران شده بود. اين در حالي است که اين پيام، قرار بوده است به همه کشورهاي عضو سازمان ملل متحد و همچنين سازمان بينالمللي دريانوردي و سازمان بينالمللي گمرک فرستاده شود.
سه ماه پيش، کشتي روسي تحت اجاره ايران به نام «مونچقرسک» غيرقانوني و با يک دزدي آشکار دريايي توسط نيروهاي آمريکايي مستقر در مديترانه، در آبهاي نزديک به قبرس، توقيف و در 29 ژانويه سال 2009 به بندر «ليماسول» اين کشور منتقل شد و سپس در سيزدهم فوريه، همه کالاها و تجهيزات آن که ارزش چند ميليون دلاري داشت، به صورت غيرقانوني خارج و در کانتينرهاي بندري کشور قبرس جاسازي شدند، اما هيچگونه مقاومت و تلاش حقوقي از سوي ايران در زمينه اختيارات و توان اجرايي کميته تحريم سازمان ملل متحد ـ که گويا اقدامات يادشده با دستور آن صورت گرفته بود ـ انجام نگرفت و البته اين در حالي بود که حتي پس از تخليه بارها و يافت نشدن هيچ مورد مشکوکي، مقامات دولت قبرس ادعا کردند که اين کشتي، قطعنامههاي سازمان ملل را زير پا گذاشته و به همين دليل به ايران باز نخواهد گشت.
اما جالب اينجاست که اکنون دولت ليبي هم با توجه به اين بيتفاوتي و سهلانگاري مقامات وزارت خارجه ايران در راستاي ابتياع اموال مصادره کشتي و گرفتن غرامت از آمريکا و قبرس به دليل جسارت به حقوق ملت ايران در پي بهرهبرداري از اين شرايط برآمده است. کم کاري وزارت امور خارجه کشورمان در پيگيري حقوقي موضوع و اميد بستن به رايزنيهاي بي نتيجه و تلاشهاي سياسي کشورهايي چون ليبي براي ابتياع حقوق يادشده، سبب گشت تا ليبياييها مدعی شوند که آنها مانع وضع تحریمی جدید علیه ایران شدهاند.
ادامه مطلب
ادامه مطلب
هفته جاری ظاهراً باید با نا امنی در زاهدان به پایان برسد. پس از آنکه روز یکشنبه شایعاتی در شهر زاهدان درباره تعرض به امام جمعه اهل سنت زاهدان منتشر شد درگیریهایی در نقاط مختلف این شهر از ساعت 12 ظهر آغاز شد با درآتش سوختن 5نفر از کارمندان مؤسسه مالی اعتباری مهر زاهدان به پایان رسید.
نوشته شده در چهارشنبه 13 خرداد1388ساعت
14:27 توسط سلمان| |
نوشته شده در چهارشنبه 13 خرداد1388ساعت
14:24 توسط سلمان| |
در این چند سال اخیر یک اسم خیلی سر زبان ها افتاد و بقول معروف مشهور شد و او کسی نبود جز عبدالمالک ریگی کسی که براحتی آدم میکشد و به همان راحتی کشتن آدم ها را تکذیب میکند و اما او که بود و الان چه میکند ؟
نوشته شده در چهارشنبه 13 خرداد1388ساعت
14:19 توسط سلمان| |
نوشته شده در چهارشنبه 13 خرداد1388ساعت
14:13 توسط سلمان| |
بر پايه ادعاي اين مقام ليبيايي، در پيشنويس بيانيهاي که توسط آمريکا و انگليس و فرانسه تهيه شده بود، با هشدار به کشورها براي مبادلات تجاري و کشتيراني با ايران، درخواست شده بود که در اين زمينه مواظبت بيشتري از مراودات تجاري خود با ايران داشته باشند.
به ذگزارش خبرنگار «قلم من»، به نقل از منابع خبري، ابراهيم دباشي، معاون سفير دايم ليبي در شوراي امنيت سازمان ملل متحد در مصاحبه تلويزيوني ادعا کرده که جلو صدور يک بيانيه از سوي شوراي امنيت عليه ايران را گرفته است!
به نظر ميرسد، اين بيانيه کم اهميت و خودنمايي ليبي در اين موضوع، ناشي از ماجراي توقيف کشتي حامل تسليحات ايران در قبرس باشد.
نوشته شده در شنبه 5 اردیبهشت1388ساعت
19:17 توسط سلمان| |
اين اعضا با اشاره به اين که در اقدامي بیرون از عرف، رفتار غيرحزبي دبير کل کارگزاران را در حمايت از مهدي کروبي، با وجود حمايت قاطعانه اين حزب از ميرحسين موسوي پذيرفتهاند، طرح تازه کرباسچي براي تقليل تصميم شوراي مرکزي به سطح شهر تهران و ايجاد امکان حمايت از کروبي براي دفاتر استاني حزب را موجب بياعتبار کردن نظام حزب دانستند.
نوشته شده در پنجشنبه 3 اردیبهشت1388ساعت
9:41 توسط سلمان| |
دكتر عبدالله جاسبي به عنوان يكي از فعالان سياسي و اجرايي در پيش و پس از انقلاب، همواره از جهات گوناگون مورد توجه بوده است كه شايد مسئوليت دفتر سياسي حزب جمهوري اسلامي و رياست دانشگاه آزاد اسلامي را بتوان از مهمترين و شايد بحث انگيزترين آنها به شمار آورد. در اين گفت و گو سعي كرديم برخي از اين مباحث را با وي به گفت و گو بنشينيم.
نوشته شده در پنجشنبه 3 اردیبهشت1388ساعت
9:39 توسط سلمان| |


